ARCHITECT.NEMONEH.COM
مقاله ها
 
مقاله ها

مقالات
تاثیر زمینه بر فرم
<< پلان

تاثیر زمینه بر فرم

فرم ساختمان را از لحاظ تاثیر زمینه در آن، می توان از دیدگاه و سیع فرهنگی و کالبدی مورد بررسی قرار داد.

دامنه کگسترده فرهنگ از جنبه های سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی تا جنبه های تاریخی و زیباییی شناختی را در بر می گیرد. در این گروه، چشم اندازهای زیبای طبیعی و اهمیت محل، و نیز محدودیتهای قانونی آیین نامه های منطقه بندی، مقررات و الزامات طرح ساختمان ( مثلا AISC، ACI، AISI برای سازه ها) جای می گیرند که هدفشان حمایت از مصرف کننده و مردم به طور کلی است ( یعنی بهداشت، ایمنی و رفاه عمومی). بدیهی است که طرح ساختمان تابعی از نوع مشتری نیز هست. انتظارات و توقعات یک مقاطعه کار، یک شرکت، یک نهاد، و دولت آشکارا با هم تفاوت دارند.

زمینه فیزیکی شامل اقلیم( جهت استقرار قطعه زمین، زاویه تابش خورشید و شدت آن، حداکثر نزولات آسمانی، بادهای غالب و غیره)، توپوگرافی و زمین شناسی ( پوشش گیاهی، عارضه های خاص خاک، فاصله خطوط تراز، امکان بالقوه سیلگیری، سفره های آب زیر زمینی، زهکشی ظرفیت باربری خاک و غیره)، دسترس پذیری(دسترسی به ترافیک پیاده و سواره، پارکینگ)، ظرفیت و محل استقرار تسهیلات موجود( فاضلاب، آب، برق، گاز و غیره)، و اکولوژی ( تاثیر ساختمان در محیط زیست آن) می شود.

در محلهای تنگ در نواحی شهری پرتراکم، شکل ساختمان تا حد زیادی متاثر از اندازه زمین و مقررات منطقه بندی است، حال آنکه زمینهای بزرگتر و بازتر امکانات بسیار بیشتری برای تعیین جهت و شکل ساختمانهای بلند مرتبه در اختیار می گدارد که با توجه به اقلیم، خورشید، توپوگرافی، چشم انداز و معیارهای پیشگفته دیگر برگزیده می شوند.

از دیدگاه اقتصادی، محل استقرار ساختمان ممکن است بستگی به خطوط تراز داشته باشد که نشان می دهد کجا را باید خاکبرداری و کجا را باید پر کرد تا کمترین مقدار خاک به نزدیکترین محل ممکن است در انتخاب موقعیت ساختمان و شکل پلان تاثیر بگدارد.

فرم ساختمانها و گروههای ساختمان از لحاظ تاثیر زمینه در آنها مبحث کم و بیش پیچیده ای است . در این بخش، تنها به اختصار به بررسی برخی مفاهیم اساسی مربوط به جهت، مقیاس، جانمایی، صرفه جویی از لحاظ فرم و اندازه، و مقررات منطقه بندی می پردازیم.

در طراحی با توجه به صرفقه جویی در مصرف انرژی، تاثیر اقلیم مسئله ای است اساسی. اما به هر حال در بحث زیر تاثیر متقابل آن در ویژگیهای زمین شناختی و توپوگرافیکی محل نادیده گرفته خواهد شد. در حالت کمال مطلوب، جهت، شکل و اندازه یک ساختمان باید به گونه ای باشد که به بهترین وجهی نور روز را در فضاهای داخلی پخش کند، در صورت نیاز تهویه طبیعی در آن به گونه ای صورت گیرد که آفتاب زمستان را جذب کند اما آفتاب تابستان را به خود راه ندهد، و حفاظی در برابر بادهای سرد شمالی باشد. در مورد مجموعه های ساختمانی، فاصله بین ساختمانها باید به گونه ای باشد که راهیابی آفتاب و آسایش گرمایی را در زمستان تضمین کند و ، علاوه بر این، در نقاطی که بادهای شدید در آنها می وزد، جهت استقرار ساختمانها باید به نحوی تعیین شود که شدت باد را تعدیل و پناهگاهی در برابر باد ایجاد کنند، اما در عین حال کاری کنند که نسیم برای تهویه طبیعی به ساختمانها راه یابد. درختان خزاندار باید در تابستان از شدت آفتاب بکاهند و سایه سازی به وجود آوردند و در عین حال در زمستان بادشکن باشند و ضمنا بگذارند خورشید از لابلای شاخه هایشان به درون ساختمانها راه یابد.

در ایالات متحد، زاویه شیبدار پرتو خورشید در ظهر تابستان در آسمان حدود 40 درجه بالاتر از زاویه کوتاه پرتو خورشید در ظهر زمستان است. مدت طولانی تابش پرتو خورشید با زاویه بلند در تابستان تاثیرات زیر را در سه نمای مهم ساختمان می گذارد:

نمای شرقی: شدت تابش خورشید به اندازه جبهه غربی است، اما دمای هوا کمتر است.

نمای جنوبی: شدت تابش خورشید کمتر است چون زاویه تابش بیشتر است؛ در اینجا برای مثال با استفاده از کنسولهای افقی می توان تابش خورشید را کنترل کرد.

نمای غربی: این جبهه از همه گرمتر است و می توان برای مثال با طرح دندانه ای عمودی برای ساختمان تابش خورشید را کنترل کرد.

بر عکس، مدت کوتاه تابش پرتو خورشید با زاویه کوتاه در زمستان موجب می شود که جبههه جنوبی بیشتر از جبهه های دیگر تاثیر بپذیرد. نور خورشید را می توان با استفاده از بیشترین سطوح شیشه ای در نمای جنوبی به ساختمان نفوذ داد. در اقلیمهای سرد، دیوارهای داخلی و سطوح کف باید رنگ تیره داشته باشند و نباید روی آنها را پوشاند تا پرتوهای خورشید را جذب کنند و به این ترتیب جرم گرمایی زیادی در داخل به وجود آورند که در طول روز ذخیره و در شب پس داده شود. آفتاب علاوه بر آنکه برای روشنایی طبیعی ساختمانها لازم است، آنها را گرم هم می کند و این در اقلیمهای سرد ( که گرمایش ساختمان تعیین کننده طرح آن است) مزیتی عمده به شمار می رود، ام ابرای اقلیمهای گرم ( که هدف اصلی در آنها سرمایش است) امتیازی منفی است. در اقلیمهای بسیار خشک و داغ، و نیز سرد، باید سطح تماس ساختمانها با بیرون به نسبت مساحت کف به حداقل باشد، که با مکعبها و استوانه هاس مدور حاصل می شود، تا گرمای دریافتی و گرمای از دست رفته ساختمان به حداقل برسد. نسبت کم سطح به حجم سبب می شود که حجم بتواند به بهترین وجهی گرما را ذخیره کند( ظرفیت گرمایی بالا)، زیرا مساحت تعیین کننده میزان دریافت یا از دست دادن گرماست. اما با کاهش سطح بیرونی، استفاده از نور روز نیز کاهش می یابد و احتمالا نیاز به روشنایی الکتریکی پیش می آید که خود منبع مهمی در تولید گرماست. طراح باید با این معیارهای متضاد دست و پنجه نرم کند و بهترین راه حل را برگزیند.

به طور کلی، معلوم شده است ساختمانهایی که محور طولی آنها در جهت شرقی – غربی قرار گرفته و دهانه هایشان در جهت شمالی – جنوبی است، از دیدگاه طراحی با ملاحظات صرفه جویانه از لحاظ مصرف انرژی بهترین بازده را دارند. اما میزان دراز کردن ساختمان ( یعنی نسبت مساحت سطح بیرونی به حجم) به اقلیم بستگی دارد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مسعود زمانیها نویسنده :
 
مقالات
نظر شما
نام
ایمیل
تلفن
پیغام
 
 
 
مقالات
نظر شما

نام :پژمان
پیام :عالی بود

 
صفحه اصلی
صفحه اصلی
مقاله ها
مقاله ها
تمام مقاله ها ::________
به ترتیب حروف الفبا ::________
آثار معماری
آثار معماری
آرشیتکت های نمونه
آرشیتکت های نمونه
آثار آرشیتکت ها
آثار آرشیتکت ها
سبک ها
سبک ها
فرهنگستان
فرهنگستان
خبرنامه
خبرنامه
درباره ما
درباره ما
ارتباط با ما
ارتباط با ما



| صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما | نقشه سایت | مقاله ها | آثار معماری | آرشیتکت های نمونه | آثار آرشیتکت ها | سبک ها | فرهنگستان |




کلیه حقوق این سایت وابسته به گروه نمونه می باشد
بازنشر مطالب منتشر شده در نمونه، در ساير سايت‌هاي اينترنتي ممنوع است، مگر به صورت لينك به صفحه‌ي مربوط در نمونه
© 2003_2015  nemoneh.com